کاکرو مانو، دانشجوی دانشگاهی در توکیو، در یک شب بهاری با دختری به نام کوهارو فویوتسوکی آشنا می‌شود. کوهارو دختری شاد، گرم و پرانرژی است، اما کاکرو بعداً متوجه می‌شود که او نابیناست. با وجود این، کوهارو از زندگی دست نکشیده و حتی رویای اجرای آتش‌بازی را در سر دارد. آشنایی با او باعث می‌شود کاکرو هم کم‌کم از انزوا بیرون بیاید و دوباره رو به جلو حرکت کند.