خوک کوچکی که یک دیو رده‌پایین در کوهستان «لنگ‌لنگ» است، تحت فشار دستورات سخت‌گیرانه و بیهوده پادشاه دیو برای به دام انداختن یک راهب مقدس قرار دارد؛ او در این مسیر با پوچی کارهای تکراری، بی‌ارزش بودن جایگاهش نزد مدیران و تضاد آرزوهای شخصی‌اش با واقعیت تلخ زندگی کارگری دست‌وپنجه نرم می‌کند و در نهایت با دیدن قهرمانان واقعی، به درک جدیدی از آزادی و هویت خود می‌رسد.