روزی «هیبیکی مانابه»، یک دانش‌آموز معمولی دبیرستان، ناگهان به دشتی وسیع در دنیایی دیگر منتقل می‌شود؛ جایی که هیولاها در کمین هستند. هیبیکی در حالی که بی‌هدف در این دنیای فانتزی ناآشنا پرسه می‌زند، متوجه می‌شود که توانایی «ارزیابی» و شغل «ارزیاب (موقت)» را به دست آورده است… (موقت)!؟

با راهنمایی «امالیا»، یک الفِ بلوند که در دشت با او آشنا می‌شود، هیبیکی به جمع ماجراجویان می‌پیوندد. او همراه با «کلود»، یک نیمه‌جانور نفرین‌شده؛ «لیلیان»، یک فرزانه از آینده؛ و «ونه»، یک گربه‌ی سفید مقدس، به تدریج قدرتمندتر می‌شود و در عین حال راه بازگشت به دنیای خودش را جستجو می‌کند. آیا او می‌تواند به سلامت بازگردد؟