دونگهوا

در دنیایی آخرالزمانی که به دلیل بیداری خدایان نابود شده و زیر باران خون و نگاه موجودات الهی قرار دارد، پسری به نام «شو چینگ» (Xu Qing) تنها بازمانده یک شهر ممنوعه است. او برای بقا در ویرانه‌ها به شکار و جمع‌آوری زباله مشغول است و تنها آرزوهایش زنده ماندن و یافتن خانواده گمشده‌اش هستند.
در این جهان، تمرین تزکیه نفس تنها راه پالایش آلودگی الهی و کسب قدرت برای بقا است. سرنوشت شو چینگ زمانی تغییر می‌کند که با یک زباله‌گرد مهربان به نام «لِی دویی» آشنا می‌شود و برای اولین بار طعم گرمای انسانی را می‌چشد. اما با قتل بیرحمانه لی دویی توسط یک سازمان شیطانی به نام «شب‌باز» (Night Owl)، شو چینگ برای انتقام سوگند می‌خورد و به عضویت فرقه «هفت مردم خونی» درمی‌آید. حال او باید بین انتقام و جستجوی خانواده‌اش انتخاب کند.