این داستان شبیه یه انیمه یا مانگای رمانتیک ـه که توش عاشق‌های تازه‌کار باید بین عشق و شغل‌شون تعادل برقرار کنن!
ماسوگو با رفتار حمایت‌گرش یه جورایی قلب یوئی رو به تصرف خودش درآورده، و ناز بودن یوئی هم که عملاً قلب ماسوگو رو به آتیش کشیده. اما بزرگ‌ترین چالش؟ قایم کردن این رابطه عاشقانه از چشمای همکارای کنجکاوشون توی شرکت!
هرچی هم که تلاش می‌کنن خونسرد بمونن، اون لحظه‌هایی که نمی‌تونن از گرفتن دست‌های همدیگه صرف نظر کنن، ممکنه همه چیز رو خراب کنه. خلاصه، یه عاشقانهٔ پر از هیجان، خنده، و شاید حتی یه سری صحنه‌های خجالت‌آور وقتی که همه چیز لو بره.
آیا کسی متوجه می‌شه یا راز کوچیکشون رو می‌تونن نگه دارن؟!