نوئل مشتاق است مانند پدربزرگ قهرمانش سالک باشد و جانورانی را که از پرتگاه ها بیرون می آیند می کشد و سرزمین های دور را کاوش می کند. متأسفانه، معلوم می‌شود که او چیزی جز یک سخنگو بداخلاق نیست – شغلی بدون هیچ مهارت رزمی. نوئل بدون ترس تصمیم می گیرد تا قوی ترین قبیله را در تمام سرزمین ایجاد کند و از مهارت های سخنگوی نقره ای خود برای متحد کردن قاتلان و قهرمانان تحت رهبری خود استفاده می کند.